محمد معصوم البكري ( نامى )
244
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
در صدد امتناع شد و آن مردم را معطل داشت . چون حرف و حكايت در ميان آمد ، كيسو خان سيادت پناه سيد صفائى و مخاديم بهكر را با جمعهم فرستاد كه طاهر خان و قاسم خان و ميرزا محمد خان را نصيحت كنند . خوانين مخاديم را از خدا خواسته همه را نگاه داشتند كه حقيقت حالات را از قرار واقع محضر نموده بدرگاه عالم پناه فرستند . مخاديم ابا و استعفا « 1 » نمودند كه اگر طرفين حاضر باشند ما بنويسيم . خوانين عظام فرمودند كه وكلاى كيسو خان آمدهاند ، بحضور ايشان واقعات را آنچه حق است بنويسيد . ما تكليف زيادتى نمىكنيم . چون مخاديم شروع در معاملات كردند ، كيسو خان مضطرب شده ديد كه كار بقباحت مىكشد ، و اين تذكره باعث خرابى احوال مىشود . كس فرستاد كه من قلعه را مىدهم ، شما محضر نفرستيد . خوانين گفته فرستادند كه ما محضر نوشته نگاه مىداريم . اگر تو قلعه را نمىدهى به مهرها رسانيده بپايهء سرير ارسال مىنمائيم . كيسو خان [ را ] لاعلاج ( f . 183 a ) شده ، خوانين مذكورين را به قلعه درآورد . و حكم جهان مطاع صادر شده بود كه كيسو خان باتفاق برادران ترسون « 2 » و سادات و اكابر تحقيق خزانه و سائر بيوتات كارخانهء سلطان محمود خان نموده ، كاغذ تفصيل را به مهر اين جماعه رسانيده بدرگاه فرستد . بموجب حكم تحقيق خزانه نموده ، اهل حرم سلطان محمود خان نيز حسب الحكم عازم درگاه شدند . و همشيرهء خان جهان كه حرم عمدهء سلطان محمود خان بود بموجب فرمان بجانب لاهور عزيمت نمود . درين اثنا خواجه ملك خواجه سراى و راى سنگ دربارى و بنواليداس نويسنده بجهة تحقيق خزانه و روانه نمودن اهل حرم سلطان آمدند . بار ديگر در لهرى عرض خزانه را ديده « 3 » در غرهء رجب سنهء مذكوره از راه ناگور عازم گشتند « 4 » .
--> ( 1 ) م : استغفار ( 2 ) م زياد دارد : محمد خان ( 3 ) م : نموده ( 4 ) ح : عازم درگاه شدند